يحيى دولت آبادى

283

حيات يحيى ( فارسى )

و در ظاهر تحمل مىكند حاج سيد جواد ظهير الاسلام ميآيد و ميرود او را هم در كميسيونها راه نميدهند ولى بقدرى كه از امام جمعه احتراز دارند از او ندارند ميانه او هم با امام جمعه برادرش چندان خوب نيست امام جمعه هر وقت خودش در مجلس نيست يكنفر آدم دارد مراقب آمدورفت تمام اشخاص است و در تمام كارها سر برده به امام جمعه خبر مىرساند روز پنجشنبه يازدهم در كميسيون هستيم وقت ظهر ميرزا محمد صادق طباطبائى بى خبر وارد شده اعضاى كميسيون را ميشناسد و از نبودن خود در جزو اين جمع دلتنگ شده روانه ميگردد و همچنين سيد يعقوب شيرازى كه تازه يكى از ناطقين مشروطه خواه بشمار آمده ميخواهد وارد كميسيون شود راهش نميدهند چون شخص طماع بدزبانى است بعد از ساعتى خبر ميرسد در مسجد سپهسالار قال‌وقيلى به راه انداخته نسبت به اعضاى كميسيون بدگوئى كرده ميگويد اين جمع را پول داده آنجا نشانده‌اند كه در خط اصلاح با شاه كار كنند و اينها خيانتكارند و سابق اشاره كرديم كه بدترين حرفها به گوش ملتيان در اين ايام بواسطهء صلحى كه در واقعه نهم ذى القعده اتفاق افتاده و نقض شده كلمه صلح است و هر كس را بفهمند حرف صلح مىزند او را تخطئه ميكنند و مستبد و هواخواه شاهش ميخوانند معلوم است اين عقيده دو طايفه است يكى مستبدين مشروطه‌نما و كاركنان حوزهء استبدادى كه نميخواهند حرف صلح زده شود بلكه ميخواهند ملت سختى را به آخر برساند كه اساس برهم بخورد دوم مشروطه‌خواهان جاهل كه از حقايق امور اطلاع ندارند يكروى كار را ميبينند و تصور ميكنند نبايد حرف صلح زد و بايد ريشهء فساد را كند و در اينموضوع راجع بكميسيون خصوصيتى پادرميانى كرده است و آن اينستكه معاندين شخص ملك المتكلمين و سيد جمال الدين و آقا سيد محمد رضاى مساوات و نگارنده كه اغلب از اتحاديه طلاب علوم دينى هستند از اين كميسيون بدگوئى كرده ميگويند چرا بايد اين اشخاص در مجلس عضو كميسيون و نمايندهء مليون بوده باشند و بالاخره از روى حسادت و اغراض خصوصى اين كميسيون ملى غيررسمى كه مجانا جانفشانى ميكنند مورد حمله اشخاص مغرض شده و مجلس را از اين بابت هم به زحمت انداخته‌اند و مغرضين شايد براى برهم زدن اين اجتماع كوچك بىشائبه